عکسنامه

جمعه, ۱۶ فروردين ۱۳۹۲، ۱۰:۰۷ ب.ظ

جان باز

همه غنیمت تو از جنگ، آن کپسول اکسیژن کنار تخت نیست. همان که ماسکش را اکثر اوقات بر دهان می گذاری تا نفس های به شمار افتاده ات آرام گیرد. غنیمت تو از جنگ خیلی چیزهای دیگر است. نمونه اشهمین عشق درون قلب ها، همین نگاه های افتخارآمیز، همین دعاهای پشت سر. همین که همه خودشان را مدیون تو می دانند، تو را می ستایند و هر چند در حد حرف دلواپس تو هستند، همه اینها یعنی غنیمت تو از جنگ، چیزی بیش از آن کپسول رنگ پریده.

سرت را بالابگیر دلاور، ما تو را از یاد نبرده ایم. ما تو را می شناسیم. تو حافظه ابدی مایی. اگر روزی صد بار هم اسطوره های کاغذی فیلم ها، سریال ها و موسیقی ها را ببینیم، بخوانیم و بشنویم، اگر آمار تمام ابر قهرمان های پوشالی ورزش و سیاست را داشته باشیم، آخرش قهرمان اصلیمان تویی.پهلوانمان تویی. ته تهش دلمان برای سادگی و صداقت تو لک می زند. دلمان لک می زند برای دیدن و شنیدنت.

اصلاصحبت کن. با ما حرف بزن. با همین حنجره سوخته با ما سخن بگو. ما عاشق شنیدن صدای تو از پس ماسک اکسیژنیم. ما خراب آن دو سرفه میان حرف هایتهستیم. خر خر حنجره تو، زبان رسمی سرزمین ماست.
اصلاحنجره تو در هجوم بمب های شیمیایی سوخت تا عزیزتر باشی، عزیزتر شوی و صدایت بیشتر به دل بنشیند.

تو جزئی از وجود مایی. اگر چه گرفتاری های روزمره زندگی مجالمان ندهد اما باور کن همیشه و همه جا یادمان هست که مدیون شجاعت و رشادت توایم، جوان و نوجوان آن سال ها و پا به سن گذاشته این سال ها. تویی که حنجره ات را، ریه ات را و در یک کلام سلامتیت را با آسایش و امنیت ما تاق زدی. تویی که بزرگ وبحق شهید زنده ای.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۲/۰۱/۱۶
امید طاهری

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی